سلام!

سلام!خیلی خوش حالم که تونستم به سختــــــــی این وبلاگ رو راه اندازی کنم!

نمی دونید چه قدر خوش حالم!تقریبا سه روزه دارم سعی می کنم این وبلاگ رو درست

کنم.امّا هردفعه شکست خوردم.آخه این اوّلین باره که چنین کاری می کنم!

از فاطمه ی عزیز هم معذرت می خوام که خودم تنهایی یه وبلاگ درست کردم؛آخه

فاطمه به من باید حق بدی،من که نمی تونستم سه ماه صبر کنم بعد تازه بفهمم که

فقط برای اسمش اقدام کردی!به هرحال برای جبران سعی می کنم یه وبلاگ دوتایی

باهم درست کنیم.

از شما هم ممنونم که دارید وبلاگ من رو می خونید.

یه سلام و تشکری هم به دوست های مدرسه ام تقدیم می کنم که به وبلاگم سر زدید.حتما برام پیام بنویسید ها!

حالا درباره ی خودم:

من 13 سالمه.کتاب خوندن رو از کلاس اوّل شروع کردم.حتما با خودتون می گید:«

دروغگو!بچّه ی کلاس اوّلی مگه می تونه بخونه و بنویسه؟!»

حرف شما کاملا درسته،ولی من از شش سالگی خوندن رو شروع کردم و کلاس اوّل

رمان می خوندم.اوّلین رمانی که خوندم کتاب دوقلوها بود که فکر می کنم 200

صفحه داشت.من پاییز می رم کلاس هفتم و توی مدرسه هم دوست های زیادی

دارم که با هم خوش می گذرونیم!

من حدود 250 تا رمان دارم و از بین این ها کتاب های مورد علاقه ام رو براتون می

نویسم هرچند همه ی اون کتاب ها قشنگ اند.

جودی ابوت،جودی دمدمی،خیابان وحشت(یا خیابان جیغ،این کتاب رو خیلی دوست

دارم)رامونا،ماتیلدا،آوارگان کوچک،کلبه ی درختی سحرآمیز(30 تا جلدش رو دارم)

کورالین،خاطرات یک بچّه ی چُلمَن،ماجراهای استنلی،یه قل دوقل و...

خلاصه من همه رمان هام رو دوست دارم.اگر خواستید یه کتاب خوب بخرید،و اگر

دوست داشتید از من سوال کنید.

امّا...

یه رمان هست که من از همه ی رمان های دنیا بیش تر دوستش دارم،رمانی که به

من گفت زندگی خیلی خیلی شیرینه...رمانی که قفل در قلبم رو باز کرد تا همه ی

خیال های مخملی دنیا به اون هجوم بیارن...و این رمان رو خود شما می شناسید.

رمانی که وقتی دخترخاله ام یک جمله از توی اون کتاب می گفت و من ادامه ی اون

پاراگراف رو تاآخر می خوندم و اسم فصل رو می گفتم خشکش زد...

و این رمان رویایی رمانی نیست به جز:آنی شرلی...دختری که از رنگ موهاش متنفر

بود و از کک و مک هایش بیزار...

من وقتی کلاس چهارم بودم با این رمان آشنا شدم.کتاب های یک،دو و سه اش رو از

یکی از فامیل هامون قرض گرفتم و بعد از خوندن اون سه جلد،بقیّه ی جلدهاش رو 

خریدم.

من کارتون frozen (یخزده)رو خیلی خیلی دوست دارم!همه ی شعرهاش رو حفظم و

مخصوصاً let it go!.من این شعر رو بلدم با اُرگ بزنم و به سه تا زبون هم حفظم.   

البتّه این کارتون با چندتا کارتون مورد علاقه ی دیگه ام هم رقابت می کنه.

اون کارتون ها:

6 اَبَر قهرمان بزرگ،سردین،هتل ترانسیلوانیا،دلیر،گیسوکمند و آنی شرلی.

من یه شغل هم دارم!شغل من نویسندگی ست.تا الان 4 تا رمان300 تا 400 صفحه

ای نوشتم که در انتظار چاپم.

من عاشق موسیقی  و نقاشی ام.

منظورم از موسیقی گیتار و پیانوست.

ورزش مورد علاقه ام والیبال و تکواندوست.شنا هم دوست دارم.

به خاطر قد بلندم(1 متر و 78 سانتی متر!)توی این ورزش ها می تونم پیشرفت

داشته باشم.والیبال هم هنوز ثبت نام نکردم.(بعد ماه رمضون)

تکواندو هم کمربند زردم،کمربند زرد یک کمربند از سفید بالاتره.

توی حفظ کردن مهارت دارم،هون طور هم که گفتم آهنگ های frozen و 6قهرمان

فارسی و انگلیسی هم حفظم.قرآن هم حفظ می کنم و به حجابم خیلی اهمیت

می دم.

توی کلاس زبان هم خیلی پیشرفت دارم.با اینکه توی ترم خیلی پایینی ام،هم

حرف های انگلیسی معلم رو خوب می فهمم و هم سر کلاس به طور کامل

انگلیسی صحبت می کنم.

خیلی حوصله کردید اینارو خوندید،منتظر نظرهاتون حتما هستم،خداحافظ!

/ 6 نظر / 27 بازدید
فاطمه توایلایت

بوس بوس

هديه كاتوزيان

مهديه جان بسيار از ديدن وبلاگت لذت بردم. منتظر مطالب جالبت هستم. هميشه موفق باشي! ??

معصومه فرحی

عزیزم لذت بردم از متنی که نوشته بودی. خیلی عالی بود . تو دختر مهربون و باهوش و هنرمندی هستی. مطمئن هستم آینده ای روشن و موفق پیش رو داری .

مینا

مهدیه سادات گلم خیلی خوش حالم وقتی به وبلاگت اومدم واسمت رو دیدم .منتظر مطالب باحا وجالبت هستم عزیزم.پیروز وسر بلند باشی

حمیده محلوجی

مهدیه جان مطالبت زیبا و جالب بود موفق باشی عزیزم