کتاب های آنی شرلی

در کتاب دوم آنه ۱۶ ساله ست و مدیر و معلّم مدرسه ی اونلی می شه.

او متوجّه چندتا شاگرد فوق العاده در کلاسش می شه و با دوشیزه لوندر و شارلوتا آشنا می

شه و با ماریلا سرپرستی دوقلوهارو به عهده می گیره!

وای از دست این دیوی و دورا آدم می خواد کتابو به دیوار بکوبه!

 

کتاب سوم آنه شرلی:آنه در جزیره

 در آخر کتاب دو متوجّه می شید آنه به خاطر مشکلاتی(نمی گم تا خودتون بخونید!)

قادر به رفتن به ردموند نیست.امّا در کتاب سوم شرایطی برای آنه به وجود میاد که

این آرزو به نزدیکی پرتوهای خورشید بود.

آنه در وسط های کتاب از خانه اجاره ای خودش خارج می شود تا با ۳ نفر از دوستانش

توی خانه ای به نام پتی،زندگی کند.

کتاب سوم پر ماجراهای جورواجوره و برای تعریف همه شون خیلی زمان می بره.

فقط همین توضیح کوتاه رو می دم:

آنه تا مرز ازدواج با مردی پولدار می رود و در لحظه ی آخر حسی به او می گوید که این کار

اشتباه است و خود آنه تصمیم می گیرد  هیچ علاقه ای به آن مرد ندارد.

ادامه دارد...

 

کتاب چهارم آنه شرلی:آنه در ویندی پاپلرز

آنه این بار برای تدریس به مدرسه ای در شهر سامرساید می رود.

او با گیلبرت بلایت نامزد می کند،بیش تر فصل های این کتاب نامه های خود آنه است که به

گیلبرت می نویسد و در آن ها  شرح خاطراتش را می نویسد.

او در خانه ی خاله شاتی،خاله کیت و ریبکادیو به نام ویندی پاپلرز است.

خُب بزرگ ترین مشکل آنه به غیر از تدریس هندسه پرینگل هاست.

 سامرساید پُر پرینگل است،در کلاسش هم همین طور.کسانی هم که پرینگل نیستند خون 

شیطانی پرینگل ها در آن ها هم هست.و سر دسته ی آن ها جین پرینگل است.

ماجراها ادامه دارد...

 


 کتاب پنجم آنه شرلی:آنه در خانه ی رؤیاها

در فصل اوّل کتاب آنه با گیلبرت ازدواج می کند ‌و به خانه ی خود،در نزدیکی روستایی 

به نام گلن می رود.آن جا با دوشیزه کورنیلیا و کاپیتان جیم،مسئول چراغ دریایی آشنا

می شود.همچنین با لسلی مور که زندگی سختی را گذرانده است.

و امّا...آنه در خانه ی رؤیاها صاحب یک دختر می شود!نمی خواهم توی ذوق تون بزنم 

ولی آن دختر همان روز می میرد...??ولی یک سال بعد جیمز متیو (جم!)به دنیا می آید.

امّا آن ها در آخر کتاب مجبور می شوند به خانه ای بزرگ در گلن اسباب کشی کنند.

اینطوری برای گیلبرت هم بهتر است،چون گیلبرت دکتر است و از آن جا نمی تواند خودش

را به بیمار هایش برساند.

 

/ 8 نظر / 34 بازدید
هانیه

اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن.

انی

خیلی انشرلی رو دوست دارم در ضمن مرسی که به وبلاگم سر زدی

هانیه

عزیزم لینکی فقط میشه اسمتو بگی تا کنار لینکت بنویسم؟مثل بقیه دوستام

Roza

سلام! وبلاگ خیلی قشنگی داری! ممنون از اینکه به وبمون سر میزنی! ببخشید که دیر به وبت سر زدم با تبادل لینک هم موافقم. بازم به وبمون سر بزن!

انی

من خیلی دوست دارم کتابش رو بخونم اگه میشه یک وب بهم معرفی کن که برم دانلود کنم بخونم[چشمک]

سيد عماد

عاشق وبتم با اينكه به انشرلي علاقه ندارم اما بخاطر شما يعني دختر عموم علامند شدم و ميخواستم بگم كه ببخشيد چند روز سر نزدم منم گرفتار بودم خودت ميدوني و مرسي كه با شما وبلاگم عالي سد

انی

مرسی عاشق وبلاگتم[قلب][دست][گل]