دوست تو،دخترکی عجیب بود

سلام!خیلی خیلی خوش حالم که اولین متنم رو می خوام بنویسم.

یه متن برای داینا بری نوشتم.من این متن رو ساعت هفت صبح توی دفتر شعرم

نوشتم.

حالا می خوام از روی دفتر شعرم براتون بخونم:

توی اتاقم نشسته ام و به پنجره خیره شده ام.همه خوابن،تنها صدایی که میاد

صدای کولره.

وای این روزا چه قدر گرمه!کولرما ۲۴ ساعته روشنه.اما خدارو شکر من زیاد گرمایی

نیستم!

از همین جا به همه ی گرمایی های عزیز خسته نباشید عرض می کنم!??

به هرحال خیره شدم به نور خورشید که چه طور از کنار پرده روی سقف نور می

اندازه.

................خب ببخشید داشتم پرده رو کنار می زدم.وای چه قدر خورشید خوش

حال شد!

الان که دقت می کنم صدای پرنده ها،بلبل ها و گنجشک های پارک هم میاد.

خونه ی ما چسبیده به پارک!یه پارک خیلی بزرگ که روی تابلوش نوشته شده:

 25 هکتار.

حتی فکرش هم نمی کنید چه قدر پرنده این جا لونه می سازه.می خوام توی یه

متن دیگه درمورد زیبایی های محل زندگیم بنویسم.حالا دیگه می تونم با صدای

پرنده ها و نور خورشید بهتر بنویسم.

(آنه!معذرت می خوام با اینکه می دونستم تو دوست نداری کسی موقرمز صدات

کنه،در چندجای متن از این کلمه استفاده کردم...ناراحت)

این است متن من:

 

 

 

 

روی کاناپه بودی/کتاب می خواندی.

مادر صدایت زد/از جا پریدی

کتاب روی کاناپه/داشت نگاهت می کرد

موهای سیاهت را،چشمان زیبایت را/داشت تماشا می کرد.

دید که چه طور با دیدنِ/بچه ی کنار ماریلا

از تعجب خشکت زد.

- او این جا چه می کند/چگونه این جا آمده است؟

حق داشتی بگویی/با خودت این ها را

مطمئن بودی که او /یک خیال است،یک رؤیا

جریان از این قرار بود که/آن دختر خیال تو بود

خیالی که می کردی مُجسّم/او را از نوع یک دوست

آن دختر پیش روت/مثل رؤیای تو بود

رفتید با هم به باغ/اسم او آنه بود

آنه رو قبول کردی/گرچه اسمش آن بود

آنه ای موقرمز/دردسرساز و شیطون بود

یادت می آید آن روز را؟/که تورا کرد مسموم؟

از عاقبت دعوت تو/شدیداً بود پشیمون

دوست موقرمز تو/یه کمی عجیب بود

دوست تو دوست ما هم بود/دوست خیال بافمون

بهتر بگویم که/دوست تو دخترکی عجیب بود

بست پیمان دوستی/بین دو دوست مهربون

از آینده حرف می زد/گذشته را خیالی نبود

از خیال حرف می زد/واقعیت تلخ مهم نبود

آنه دوست خوب ما هم بود/نه دوست شمع و کاغذ و پنجره ای

آنه برای ما/یک دوست خیالی کتابی بود!

 

داینا بری: 

 

پیمان دوستی آنه و داینا:

 

 

(نظرتون چی بود؟)

/ 0 نظر / 17 بازدید