درختان سپید

درختی سر برافراشته...سفید

عمارت سبز...شور انگیز

نم نم باران...باد ناله می کند

نشاط در خانه...نجوا می کند

زیر آسمان آبی...نوای جنگل

بوی نرگس...لاله،سرخس

درختی سفید...ملکه می شود

شکوفه ی سفید...ملکه برفی می شود

او آن جاست...می بینمش

آن جا اونلی...گرین گیبلز می شود

 

جرینگ جرینگ...باد زوزه می کشد

بانوی سفید...تکیّه گاه می شود

جرینگ جرینگ،درختان عاشق است

درختان عاشق،زنگوله ی مهر دارد

یک کتاب...یک درخت...یک پسر

شاید نکنی باور امّا من،

همه ی این هارا در یک آن دیده ام...

۱۵ رجب،یک خواب...مهتاب

باید تعبیر کنی این رؤیا را

گرچه نبود رؤیا،واقعیّت توی این ماجراست

یک کتاب و یک درخت و یک پسر،

پس این جا،

اینگل ساید...درّه ی رنگین کمان می شود.

 

(منتظر نظرات مخملی تان هستم)

/ 2 نظر / 15 بازدید
جناب خان

مثل هميشه عالي قشنگ و عالي عالي خخخ خيلي بود افرين ادمه بده كوكا

فاطمه

دختر سیبی است که باید از درخت سربلندی چیده شود نه در پای علف های هرز … روزت مبارک دخترناز[هورا]