اتاق زیر شیروانی و خبر سریال آنه??(بدون شعر)

حرکت می کنیم.

به همین دلیل که نرفتم بیرون این قدر دیر پیامم رو گذاشتم.

چند دفعه خواستم بنویسم ولی با خودم گفتم:

من که توی حیاط نیستم؛توی اتاق زیر شیروانی ام.

گفتم اتاق زیر شیروانی!

و یاد آنه در گرین گیبلز افتادم.

هرچند من اون موقع آنه در اتاق زیرشیروانی گرین گیبلز نبودم،گاهی اوقات فیت یا اونا در 

خانه ی کشیش گلن سنت مری می شدم،یا رزمری و اِلن وست در خانه ی بالای تپّه،

جم،والتر،نن،دای یا مری ونس در درّه ی رنگین کمان.

گاهی هم با جناب جان مردیت به دیدن رزمری و اِلن می رفتم.

و در این مواقع با خودم می گفتم:

اِلن!تو راست می گفتی که دیکتاتور آلمان زیادی خطرناکه،ولی هیچ کس حتّی جناب جان 

مردیت هم به این موضوع گوش نمی کرد.

معمولا به این قسمت حرف های الن درمورد دیکتاتور آلمان که می رسیدم و جان مردیت 

مخالفت می کرد،دستم رو محکم روی «جان مردیت» فشار می دادم.

اما الان فکر می کنم اگر جان مردیت جدی هم می گرفت نمی تونست بره و دیکتاتور آلمان رو

خفه کنه.

امّا هی می گفتم:جان مردیت!همین دیکتاتور بی خطر هم آشوب به پا کرد!

فکر کنم فهمیدید چه کتابی رو می خوندم.کتاب 7.

اما بهترین اتفاق امروز یا حتّی امسالم رو مدیون حنّانه ام.

حنّانه دوستمه،دوستی که مامان هامون هم با هم دوست بودن و ما هم از وقتی به دنیا 

اومدیم با  هم دوستیم.

حنانه دیشب به من زنگ زد و گفت:مهدیه!شبکه نمایش داره قسمت اوّل سریال آن شرلی رو

نشون می ده،فکر کردم تو که اینقدر آن شرلی رو دوست داری بخوای ببینی.

وای حنانه!

نمی دونی چه قدر خوش حالم کردی!

همه ی متن این پست رو به تو تقدیم می کنم!

توی مدرسه،اردیبهشت(۳ ماه پیش ) یکی از دوستام این خبر رو بهم داد که شبکه نمایش زده

بود:به زودی.

از اون روز من هر ۳ روز یه بار توی EPG و سایت شبکه نمایش در حال جست و جو ام...

تا اینکه حنانه این خبر رو داد.

این سریال فوق العاده قشنگ رو شب ها ساعت ۱۰،

نصفه شب ساعت ۳،

و صبح ها ساعت ۱۱ ببینید.

این سریال واقعا عالیه،از همه ی جملات کتاب استفاده کرده و بازیگر های خوبی داره.گرچه 

کمی به واقعیت نامربوط اند.

همه ی دیالوگ ها کلمات خود کتاب اند.

تنها تغییری که من بین جملات کتاب و این سریال پیدا کردم،این بود:

جمله ی کتاب:

آنی گفت:من در غم و اندوه غوطه ورم.

دیالوگ مگان(بازیگر آنه):

من در غم و اندوه غرق شدم.

!!!

یعنی تنها تفاوتش این بود.

و اما بازیگر ها...

مثال متیو:

توی کتاب و کارتون آنه شرلی نوشته و نمایش داده شده بود که متیو موهای سفید بلندی داره

که روی شانه هاش می ریزن.

و ریش بلند قهوه ای که هیچ اثری از سفیدی در آن نیست.

اما بازیگر متیو پیرمردی با کلّه ی طاس بود که دو دسته موی سفید کوتاه در دو طرف سرش 

بیرون زده بودن.

و اصلا ریش نداشت.

شخصیت ریچل لیند هم زن قد کوتاه و چاق بود،

ولی در فیلم یه زن هم قد ماریلا و لاغر بود.

ولی آنه توی اون قسمتی که از دست ریچل ناراحت می شه،گفت:خوبه من بگم تو خپلی؟

در حالی که اون بازیگر لاغر بود.

اما بقیه مثل ماریلا،خود آنه،خانم بِلِیت(همون خانمی که بعد از اعتراض ماریلا به خاطر دختر

بودن آنه گفت سرپرستی او رو قبول می کنه)خوب بودن.

تعریف یا انتقاد دیگه ای ندیدم،

تازه قسمت اولش رو دیدم!

!!!

کاری ندارین من برم،چون فکر کنم از اینکه یه قسمت دیدم و این همه تایپ کردم عصبانی

هستید...

عکس ها:

آنه شرلی و گیلبرت بلایت:

مگان فالوز در نقش آنه ی عزیز:

جاناتان گرامبی در نقش گیلبرت:

/ 1 نظر / 30 بازدید